با آشنایانم غریبم با غریبان دوست
اردیبهشت عشق..تک بیت هایی از غزل هایی جدید
شنبه 6 اردیبهشت1393 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد | ( )
بعدا نوشت:
 
30 تیر 1393
 
درد آنجا معنا پیدا میکند و رخ نشان می دهد و در برابر چشمان  نمناک از اشکت به رقص در می آید که
 
شاعر باشی و شعر سنگ قبر پدرت را خودت در خواب و بیداری بنویسی و بشود همانی که می بایست
 
...  :
 
از دمی که شدم به نام حسین        می نخوردم مگر ز  جام حسین
 
همه ی آرزوی من این بود           که  صدایم کنی  غلامِ حسین
 
 
... نام کوچک اما بزرگِ  پدر پاسدارم  غلام حسین بود  و چه زیبا وعاشقانه اخم به چهره اش
 
می نشست وقتی که کسی او را   حسین    یا غلام    خطاب میکرد....دوست داشت  غلامِ حسین (ع) باشد....
 
ردیف مزارش  هم شد  72
 
 
 
و خبری که گویی خبر مرگ خودم است :
 
غلامحسین حبیب نژاد پاسدار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صبحگاه 2 تیر 1393 پر باز کرد و پرواز
 
کرد تا در کنار دیگر پرستوهای پاسدار... به مقام غلامی حسین (ع) نائل بشود...ان شاالله...
 
 
 ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
درود عزیزانم

اردیبهشت ماه است و ماه عشق و  سی ام این ماه  زادروزم ...

به همین دلیل گرچه همچنان 6-7 سالی است که غزلی کامل از حقیر منتشر نشده اما تک بیت

هایی از غزل هایی جدید متعلق به  92 و 93  را  پیشکش نگاه مهربانتان میکنم و اردات...
----------------------------------------------------------------------------------------

 

شاخه ام خشکیده اما برگ و بارم خشک نیست

همچنان در اوج نومیدی ،امیدی با من است

 

------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

عقل میگفت مرا خون به جگر خواهی کرد

عشق میگفت که از غصه به در خواهی کرد

 

می سپارم به خودت گرچه خودت میدانی

عقل اگر راست بگوید تو ضرر خواهی کرد

 

-----------------------------------------------------------------------------------------

 

 

غم زهر اگر که هست غم دوست نوش ما

آری غمت مباد غمت روی دوش ما

 

ما غم نمیخوریم که غم دون شان ماست

غم سنگ کوچکی ست که در راه رودهاست

 

----------------------------------------------------------------------------------------

 

به فکر چهره ی پشت نقاب خویش بمان

که پاک می شود آخر غبار از آیینه

 

-----------------------------------------------------------------------------------------

 

 

ای کال به این اوج نشینی خوش باش

سیبی که رسیده می شود می افتد

 

----------------------------------------------------------------------------------------

 

گمان مبر که ندید و نخواند و حرف نداشت

که طبع رود همین است و زود میگذرد

 

 

اردیبهشت عشق .. 1393

 

درج نظرات در قسمت ابتدایی هر مطلب...

 

 

موضوعات مرتبط: غزل


با آشنایانم غریبم با غریبان دوست
شنبه 21 دی1392 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد | ( )

،

،،
،،،
با رفتن خود سُست کردی دست و پایم را

این دستمزدم بود ؟ ... کم دادی بهایم را


من بی تو از دریا چگونه رد شوم بانو

من با چه رو دریا بیندازم  عصایم را


آنقدر  با مویت  تیمم کرده ام  دیگر

از یاد بردم دین که نه حتی خدایم را


با آشنایانم غریبم با غریبان دوست

پای غریبی  داده ام هر آشنایم  را


زیبایی تو باعث  خود باوری می شد

بعد از تو پنهان کرده ام آیینه هایم را


؛؛؛

؛؛

؛

اردیبهشت 138



                                                       

-------------------------------------------------------------------


به تو مومن شدم و مرتد یاران قدیم

به سرایی نمی ارزد سر ایمان قدیم

 

عرش تا فرش دویدم که به تو سجده کنم

روی گرداندم از آن شکرگذاران قدیم

 


؛؛؛

؛؛

؛

 

ابتدای غزلی از 1387

 

 

 

بوی عطر دوست از آغاز مستم کرده است

یار هم انگشتری زرین به دستم کرده است

 

پرسشم این است آن کس که مرا پیروز کرد

پیش خود فکری به پایان و شکستم کرده است ؟

 

آنچه بر دوشم، مرا انداخت از پا زخم نیست

بار سنگین محبت هاست ..خسته م کرده است

 

؛؛؛

؛؛

؛



ابتدای یک غزل

برمیگرده به حدودا 1387 شاید هم 1388

 

 

 

تک بیت هایی از من که در کتاب...

 

 

آینه خیرگی چشم تو با چشم من است

 


؛؛؛

؛؛

؛

 

کنون که مردم من پشت می کنند به من

برای رد شدن از آب یک عصا کافی ست؟

 


؛؛؛

؛؛

؛

 

صورتت مثل روز روشن وپاک گیسوانت شبیه شب تاریک

بی گمان یک خسوف خواهد شد حاصل ماه و طره ای باریک

 


؛؛؛

؛؛

؛

 

حرفهایم را زدم حالا پشیمان نیستم

رفتی از دستم پری " اما پریشان نیستم

 


؛؛؛

؛؛

؛

 

تا من از عطر تنت پیرهنی میپوشم

 

مثل یک چای به شوق لب تو میجوشم

 

 


؛؛؛

؛؛

؛

 

مرگ مُزدی ست که دیدار تو داده ست به من

 

زندگی بر سر تو با سر من چانه زده

 


؛؛؛

؛؛

؛

 

دُرشت ماهی دل کنده ای از اقیانوس

 

که آب دیده ای اما به تنگ برگشتی

 


؛؛؛

؛؛

؛

 

الا گلدان بی گل تو چه کردی با هوای دِه

 

که آجر کرده ای نان تنوری های شب بو را

 

؛؛؛

؛؛

؛

 

با یک لبی که آب دید اما نشد تر خواهد آمد

تن میرود میماند و تنها فقط سر خواهد آمد

خورشید فردا از درون نیزه ها در خواهد آمد


؛؛؛

؛؛

؛

 

ای اسب سرکشم هله ای مادیان من

این آبشار بر سر توست این که یال نیست

 


؛؛؛

؛؛

؛

 

اگر آن سجده ی دیروز مرا کافر کرد

 

دست کم عقل مرا نزد دلم حاضر کرد

  

؛؛؛

؛؛

؛

 

هرچند چشمت هرکجا را دید غم دارد

 

این روزها غم چشم های خیس کم دارد




خرداد 1392



یا حق


موضوعات مرتبط: غزل


علی حبیب نژاد رفتی از دستم پری " اما پریشان نیستم
سه شنبه 3 اردیبهشت1392 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد




غزلی از من در سایت شاعران پارسی زبان



غزلی از من در سایت شعر نو




غزلی از من در سایت شعر نو
...
...
...
...


غزلی که بعد از 8 سال هنوز هم...



حرف هایم را  زدم  حالا  پشیمان نیستم

رفتی از دستم   پری" اما پریشان نیستم


رود هستم  موج می آید  که طغیان میکنم

اهل آرامش که  بعدا هست طوفان  نیستم


راه من از تو جدا بود از همان آغاز کار

این  تو و آینده ات.. من ؟ نه  به قرآن ..نیستم


ماه(من) ،خورشید (تو)؛ وقتی جهان زیباتر است

که  تو در من یا  که من  پشت تو پنهان نیستم

"

معتقد هستم  به خیلی  چیزها  باور بکن

بنده ی عشقم ولی بی دین و ایمان نیستم


{عشق ما یا خواه یا ناخواه شرط دین ماست }

من به این دینی که  میگویی مسلمان نیستم


فکر کن من را ندیدی فکر کن یک خواب بود

مرد رویای تو هرکس هست من ، آن نیستم



اردیبهشت 1384

موضوعات مرتبط: غزل


سفر - علی حبیب نژاد
دوشنبه 26 فروردین1392 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد


                صفحه رسمی علی حبیب نژاد در فیسبوک





غزلی از دور دست ها


1385  فروردین 




/**/

چشم های من همین که از تو یادی می کند


غم  درون چشم من با اشک شادی می کند

...



گفته بودم تو نباشی مرگ شیرین است...حال


خانمم  این سر  به روی تن  زیادی می کند

...



عشق  راه مطمئنی  نیست  من هم  دیده ام


  سوخت هرکس که به حرفش اعتمادی می کند

...



زندگی یک برگ خشک و میوه بار آورده است


مرگ  مزد  زحمتش را  گردبادی  می کند

...



شعرهایم   طفل هایی  ناخلف  بار آمدند

شعر  از شاعر درون  قبر  یادی می کند؟

...



 

     غزلی از من در سایت شعر نو


سلام عزیزترهای -( از جان )  البته-



شرمنده ی لطف دوستانم که همواره مرا به خاطر دارند و به همین

خاطر جویای احوال هستند و 

 

من کمترین نه.


دست یکایک شما نازنینان و ماه رویان رو میبوسم


و عذر تقصیر بابت بی جواب موندن پیامهای محبت آمیزتون و لبیک


نگفتن به دعوت ها



قول دادم که حداقل با عکس به روز کنم


و به روی چشم

...

هم فضای وبلاگم معطر به تصویر ماه دوستان و عزیزانم میشه


و هم تجدید خاطرات زیبا


در این مدت یا بیمار بودم  و یا اکثرا سفر بودم

 

شمال کشور

اصفهان

تبریز

شیراز

کاشان

زنجان

و...

گاها بهانه شعر بود و گاها دیدار دوستان و گاه دعوت و گاه دلتنگی

 طبیعت...


دیدن عکس های من گرچه زحمت است ولی  دیدن دوستانی که در


عکس ها هستند و از جان عزیزترند برایم... رحمت

 

بر شما باد  از این دسته رحمت ها



کورس احمدی - سهیل محمودی - استاد محمدعلی بهمنی


 - علی حبیب نژاد -   ساعد باقری - پرویز بیگی حبیب آبادی-

.........................................................................................


صابر ساده - علی حبیب نژاد - حمید چشم آور - رضا منزوی - وحید

پورزارع - سید مهدی موسوی - امید صباغ نو - فرناز بنی شفیع-

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

؟ - زینب وزیری - فاطمه صمدی - امیر مرزبان - امید صباغ نو

-صابرقدیمی - جواد نعمتی -؟-  صابر ساده - سیداحمد حسینی -مهدی

صادقیان - صالح سجادی - علی حبیب نژاد

------------------------------------------------------------

جاده ی رودبار - رشت


فرامرز عرب عامری - علی حبیب نژاد - فاطمه فدایی - سحر اسحاق

زاده

----------------------------------------------------------


سعید بیابانکی - استاد محمد علی بهمنی - علی حبیب نژاد

----------------------------------------------------------

اصفهان-سی و سه پل

------------------------------------------------------------

مرتضی لطفی - بهروز باغبان - علی حبیب نژاد - مجتبی صادقی -

فرامرز عرب عامری

----------------------------------------------------------


حسین جنت مکان - فرامرز عرب عامری - علی حبیب نژاد -

امید صباغ نو

------------------------------------------------------


سرای اهل قلم


امید صباغ نو -  علی حبیب نژاد - عباس کریمی - زینب وزیری

------------------------------------------------------------



فرامرز عرب عامری  -  افسانه راز - علی حبیب نژاد

کاشان-مشهد اردهال
-----------------------------------------------------


سواحل دریای خزر-انزلی- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 


کنگره کلیم کاشانی-کاشان 1391 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

دانشگاه تهران
محمدصالح سلطانی سروستانی  -  سعید بیابانکی  - علی حبیب نژاد
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - - - - - - - - - - - - - - - -


کورس احمدی - علی حبیب نژاد
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 


حسین جنت مکان - ؟-  مهدی اشرفی  -  فاطمه فدایی -  شیما شاهسواران

احمدی -؟ - فرید - علی حبیب نژاد -  سامی تحصیلداری -  جواد نعمتی
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -


شیراز - آذر91- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -


مهدی صادقیان  -  امید صباغ نو  -  وحید پور زارع  -  صابر ساده  - 

جواد نعمتی  -  علی حبیب نژاد
-- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -


علی حبیب نژاد  -  ناصر ندیمی -  روح الله احمدی -  اشکان صمصام- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 


علی حبیب نژاد -  فرامرز عرب عامری  - عبدالجبار کاکایی  -

 عبدالستار  کاکایی  -  یوسف ابوطالبی  -  آیدا پارساپور

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 


مهدی صادقیان  - علی حبیب نژاد -  فاطمه فدایی  - کورس احمدی - ؟

فاطمه صمدی -   فرید -صالح سجادی
- عشرت بنی هاشمی - زینب وزیری
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -


ایمان عباس پی  -  روح الله احمدی  - اشکان صمصام  -  سلیم غلامی

ناصر ندیمی  -  علی حبیب نژاد  -
پوذش دوستان  اسامی عده ای رو به خاطر ندارم
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 



باقی بقایتان

همیشه به شعر و با شعر ان شاالله

درپناه حق

یاعلی

دی ماه 91

موضوعات مرتبط: غزل


معرفی مجموعه شعرم
چهارشنبه 4 مرداد1391 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد | ( )

سلام

همچنان شرمنده ی لطف دوستان هستم و البته معذور از تایید کردن کامنت هایی که

در مورد شعر نیست و اکثرا خصوصی...




بنا به دلایلی شعر کامل اگرچه نمیذارم اما به نقل اهالی موسیقی و فیلم  یک معرفی

خودمانی

و تیزر  مانند  از مجموعه ی شعرم انجام میدم  که این کتاب رو در نمایشگاه سال بعد

خواهید دید


گاه تک مصراع گاه تک بیت و گاه مطلع چند شعر پیشکش عزیزان دل


در ضمن تمامی آثار حاوی این ابیات مجوز گرفتند و آماده ی انتشار هستند



آینه خیرگی چشم تو با چشم من است

...


وقتی که تصمیمش بگیرد بر نمی گردد

یعنی که این تن هم بمیرد ...برنمی گردد

...


همان قدَر که محال است ماه کور شود

نمی شود که تو باشی و شعر دور شود

...


تمام عُمر نشستیم و قرص غم خوردیم

درون سفره محبت نبود و کم خوردیم

...


هرچند چشمت هرکجا را دید غم دارد

این روزها غم چشم های خیس کم دارد

...


مرا درون قفس اینچنین رها نکنید

...


تا من از عطر تنت پیرهنی میپوشم

مثل یک چای به شوق لب تو میجوشم

....


دلم از اینهمه اندوه در زمانه گرفته

غمی درون دلم آمده و خانه گرفته

...


نیلوفر پیر دل نکن از مرداب

مرداب خدای کودکی های تو بود

...


مرگ مُزدی ست که دیدار تو داده ست به من

زندگی بر سر تو با سر من چانه زده

...


مانده بودم که اگر پرده بیفتد چه شود

پرده افتاد و تو در طالع من افتادی

...


تو مثل سابقی اما دلم سواری که

درون قلب تو با اسب عشق تاخته نیست

...


باشد برو ولی نگرانم برای تو

باران گرفته حداقل چتر را بگیر

...


دُرشت ماهی دل کنده ای از اقیانوس

که آب دیده ای اما به تنگ  برگشتی

...


تنهاترین مرد جهانم با تو اما نیستم

....


مِس طلا شد  برگ  دفتر  آه اما هیچکس

راه حل عشق -این جانکاه- را پیدا نکرد

...


الا گلدان بی گل تو چه کردی با هوای دِه

که آجر کرده ای نان تنوری های شب بو را

...


انقدر نگو کنار من بنشین دوست

وقتی که مقابلت حقیرم... سخت است

...



اگر آن سجده ی دیروز مرا کافر کرد

دست کم  عقل مرا نزد دلم حاضر کرد


موضوعات مرتبط: غزل


شب شعری با دوستان....
سه شنبه 3 مرداد1391 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد
دعوت بودیم برای شعرخوانی در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران همراه با دوستانم

مهدی فرجی - فرامرز عرب عامری - مجتبی صادقی- امید صباغ نو -علیرضا

رجبعلی کاشانی  - حسین جنت مکان - بهروز باغبان - علی فردوسی -  جناب

فرخانی-عباس کریمی - مهدی ایوبی -  صابر قدیمی مرتضی لطفی -  فاطمه فدایی -

فاطمه صمدی -افسانه راز و ...



حسین جنت مکان - فرامرز عرب عامری - علی حبیب نژاد - امید صباغ نو




بهروز باغبان  - مرتضی لطفی - علی حبیب نژاد  - مجتبی صادقی  -  فرامرز عرب عامری


موضوعات مرتبط: غزل


دردنامه ی تبریز تب ریز
یکشنبه 1 مرداد1391 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد

صفحه رسمی علی حبیب نژاد در فیسبوک



اثر صوتی درد نامه ی   تبریز ِ تب ریز   از علی حبیب نژاد

 

هم آوا :  مهراد حسینی  - فاطمه فدایی


تهیه و پخش در استودیو رسمی پرشین رکورد


با حضور محمد حبیبی محمدرضا شاکری محسن پارسیان


پخش اختصاصی از معتبرترین سایت های موزیک ایران

...

سکوت غریبانه ای داشتم

...

بالاخره باید شکسته میشد...

 

این خانه از آغاز جای درد و داغم بود


غم مثل یک فانوس نه"چشم و چراغم بود


ایران اگر تو خانه ی اجدادی ام بودی


 تبریز تو  دیوار شرقی اطاقم  بود


......



وقتی که چشم ماجراهای زمان هیز است


این قصه را هروقت میخوانی غم انگیز است


فرقی ندارد زلزله یا جنگ یا طوفان


گویا که قربانی شدن تقدیر تبریز است

...



آوار یعنی که تنت بر ماه عریان است


بی سقف ماندی و دقیقا وقت باران است


آوار یعنی که زنت با خاک یکسان شد

..........



بر مرگ هر وصله بدوزی دوختن دارد


وقتی که در فکرش جسد اندوختن دارد


با چشم خود دیدم جسدها را در آوردند


والله این ها را ببینی سوختن دارد

 

....


این خانه که سقف کوچکش ریخته است


چون مهد به روی کودکش ریخته است


از ترس نه تنها دل دختر ...  حتی


موهای سر عروسکش ریخته است

 


قسمت هایی از دردنامه ی تبریزِ تب ریز

....

 

شاید در مجال پنجاه بیت ... اگرچه ناچیز

تقدیم ایران صاحب عزا  و شما عزاداران این مصیبت...


http://www.behmusic146.com/3924/Ali-Habibnejad-Tabriz-Tab-Riz/

موضوعات مرتبط: غزل، ترانه، دو بیتی، شعر نو


از با هم بودن ها ....
پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد

بخوانید غزلی قدیمی و فرمیک روی طرح کار شده از من در

آن سالها درگیر فرم و غزل پیشرو بودم و میل به استفاده از زبان و تکنیک های

غزل پیشرو داشتم


البته مدت هاست رها کردم و پنج سالی هست که فقط هندی کارکردم و هندی نوشتم

و هندی خواندم..


صد درصد دوستانی مثل هادی خوانساری و محمد سعید میرزایی در این حیطه موفق

تر هستند و خواهند بود. من استعدادم جای دیگری بود.سبک هندی و الحمدالله

راضی هستم از این تغییر رویه.

دوستانی به طعنه می پرسند از علت نبودنم در اکثر جشنواره ها  و شعر نگذاشتن

در وبلاگ و فیسبوک و اینکه چرا چندسال اخیر در جلسات شعر خوب از من شنیده

اند و در وبلاگ ضعیف...


و این که چرا علی حبیب نژاد جایی در ادبیات ایران  (شما بخوانید ادبیات مطبوعاتی

و فیسبوکی و خبرگزاری ایران) ندارد؟


من به شخصه همیشه گفته ام و تکرار که   کوچک ترین شاعر هستم  البته اگر

شاعر باشم...


کتاب خواهد آمد اما بعد از آن هم کوچک خواهم ماند. نه قراری به بزرگ شدن اسم

 هست و نه تمایلی دارم و نه مجال...بی خبر و آهسته در هوای معطر به نفس

عزیزانی چون بهمنی نفس خواهم کشید تا غزل اخر و مرگ...


همینکه شعرهای دوستان عزیزم مثل  امید نقوی و امید صباغ نو  از وبلاگ آنها

سرقت رفته و توسط شخصی دیگر تجدید چاپ شده کافی ست دردی ست برای

خودش.دردمان بیشتر نشود نمیخواهیم کمتر بشود.


به امید خدا کتاب پاسخی برای این توهین ها و نقدها خواهد بود.


می پرسند از جشنواره ها اینده را نمیدانم اما تا کنون به غیر از یک بار شرکت در

فجر شاعر جشنواره ای نبودم.چه اگر شاعر جشنواره ای بودم احتمالا شعر گفتن را

ادامه نمیدادم و به شعرسازی بسنده میکردم...

گرچه همه میدانند و آگاهند که از طرفداران سرسخت و معتقدان و حامیان ولایت و نظام و شخص مقام معظم رهبری بوده و هستم و خواهم بود


البته پوشیده نیست که اختتامیه اکثر جشنواره ها هستم که قصد و نیت دیدن دوستانم

هست و گرنه داوران شاهد به عینه هستند که علی حبیب نژاد شاعرجشنواره ای

نبوده و نیست


دوروز پیش  نمایشگاه بودیم و از قضا با برادرانم هادی خوانساری نازنین و صابر

ساده عزیزم بحث شیرین و مفصلی  داشتیم  راجع به غزل پیشرو.


کتاب   هاوانا بیروت آبادان   هادی خوانساری هم به تازگی چاپ شده توسط انتشارات مهدیار  و در غرفه دارینوش موجود هست.حتما تهیه کنید به خاطر دغدغه های زیبای هادی عزیز و دوست داشتنی که بسیاری از حرف های ب حق راجع به هادی و از زبان سیمین بهبهانی در این کتاب موجود است.

به قول دوستی ...هادی رو باید دوست داشت



و......

-------------------------------------------------------------------------------

در دانشگاه تهران

از چپ

: عبدالستار کاکایی  - عبدالجبار کاکایی - فرامرز عرب عامری -  علی حبیب نژاد

----------------------------------------------------------------------------

و

به نمایشگاه نرسید  اما به لطف خدا

مجموعه ی غزل های بنده ماهها و شاید هم سالهای آینده وارد بازار خواهد شد.


با شصت غزل گلچین شده از حدود سیصد غزل در خدمتتون خواهم بود که تا کنون

هیچ جایی چاپ نشده اند و کاملا متفاوت با هرچه خوانده اید از من

چه در زبان چه در ساختار چه در تصویر  مضمون  پرداخت و ... ...



زمان سرایش تقریبا اواخر سال 1382

با احترام:


چترهایی برای بارانم                 چترهایی  برای ... بارانی

سوژه ی عکس های عکاسان          "چترهایی   برای  بارانی:

...

من از این ابرها نمیترسم         شعله ام خیس آب و پابرجا

دست من نیست روشنی دلم         دست پروانه هاست /میدانی..

...

عشق های قدیمی ام رفتند       عشق هایی جدید می آیند

عشق های جدید هم رفتند         مطمئنا  تو هم نمیمانی

...

روی هر شیشه رد پا پیداست              رد پای لبی ترک خورده

شاید این رنگ سرخ دیوارت      بوسه های من است پنهانی..

...

شعرهای جهان  درون من است       من خودم شاعرم برای خودم

اسم من بیت بیت درگیر است       داخل هر غزل که میخوانی

...

کاش یک لحظه سهم من بودی        کاش این شعر را نمیگفتم

کاش آن چتر را نمی بستی          ...  معنی چتر را نمیدانی

...


و به زودی باز خواهم گشت با  دو غزل  تازه

با مطلع های :

تو مانده ترین مسافر میان راهی     که پای تو را شکسته یک خیال واهی


و


زندگی بی تو با مرگ  چه فرقی دارد؟  .....

-----------------------------------------------------------------------------


علی حبیب نژاد - شهرام درویش - صابر ساده - علی ابراهیمی و ...





خوب من گریه نکن دست دعا خوابیده

قاصدک پشت همین پنجره ها خوابیده


نسل در نسل نه از اسب ز اصل افتادیم

بی خودی نیست تب سلسله ها خوابیده

موضوعات مرتبط: غزل، ترانه


بزرگداشت رضا بروسان
پنجشنبه 24 آذر1390 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد

علی حبیب نژاد - استاد ساعد باقری - پرویز بیگی حبیب آبادی -  استاد محمدعلی بهمنی - علیرضا شاه محمدی


لطفا نظرات خودتان را در  پایین-قسمت اصلی خبر -درج کنید

موضوعات مرتبط: غزل


بزرگداشت رضا بروسان برگزار شد
سه شنبه 22 آذر1390 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد | ( )
به گزارش خبرگزاری فارس

ب
زرگداشت رضا بروسان و همسرش الهام اسلامی دو تن از شاعران خوب ایران

زمین به همت علی حبیب نژاد و فرامرز عرب عامری  19 آذرماه 1390  در

فرهنگسرای انقلاب تهران برگزار شد

در این مراسم تعداد زیادی از بزرگترین شاعران ایران زمین حضور داشتند


استاد محمدعلی بهمنی              

استاد سهیل محمودی                  

استاد ساعد باقری                 

جناب سعید بیابانکی                

جناب پرویز بیگی حبیب آبادی        

جناب  کورس احمدی             

و ...

در این مراسم تعدادی از بهترین شاعران توانمند و صاحب قلم تهران از جمله

بزرگواران عزیز و دوستان خوبم

 

شهرام درویش - سماعی - امیرحسینی - صابرساده - جناب صفدری - شاه محمدی   

مجید آزادی - سیامک رجاور - محمدرضاجوان - مصطفی محمدی - نازنین هوشیار      

ریحانه مزارلو - هانیه محب زادگان - مریم اسماعیلی - یوسف ابوطالبی

عباس ایمانی - حمیدرضا فرجی - آقای میرزایی - آقای فراهانی  - آذرنادی -

خانم خاتمی - خانم حسینی - مریم ترکمانی - مینا داوودی - رباب اصغریان

لیلا عباسی - سمانه نایینی - امین شریفی - عاطفه آهور - لیلا یوسفی نژاد

سپیده برنجی - مرضیه مظفری - مرضیه عابد - سمانه قدیری - آقای لطفی 

مهدی کریمی  - خانم مهریان - بهروز باغبان منصوربخشی - نعمت مرادی 

احسان حسینی   

و

...

حضور داشتند

البته تقدم و تأخر اسامی این دوستان عزیز کاملا اتفاقی ست و به حافظه ی بنده و

مرور اسامی حین تایپ خبر مربوط میشود


این اولین مراسم در تهران برای عرض تسلیت به جامعه ی شاعران ایران زمین  و

خانواده آن دو عزیز از دست رفته ی شعرو ادب بود.


ضمنا مجری این مراسم  فرامرز عرب عامری از شاعران و منتقدان تراز اول کشور

بود.


در این مراسم کلیپ  تهیه شده از زندگی ایشان و مراسم دفن  پخش شد.


با تشکر از شما دوستان گرانقدر

علی حبیب نژاد



و در آخر یک غزل مربوط به هفت سال پیش تقدیم شما دوستان عزیز



کوتاه ترین شعر مرا زود   نفهمید             آنقدر که درفکرخودش بود ...نفهمید


ماهی من آنقدر که آهسته گذشته                   حالا لب دریاست ولی رود نفهمید


یک فرش قراراست که بی شانه شود   چون   یک تار پس از تار شدن پود نفهمید


نزدیک تر از هر رگ گردن  شدم اما...         او حرف  مرا از لب معبود  نفهمید


این کنده شبیه است به سرمازده وقتی          فرق  من و آتشکده را  دود  نفهمید


او ...ساده ترین شعر مرا زود  نفهمید           آنقدر  که در فکرخودش بود نفهمید



تشکری ویژه از عزیز دلم  دوست نازنینم  حافظ ایمانی  که برای مراسم رضای

مرحوم درمشهد خیلی زحمت کشید و جای من کمترین رو پر کرد


اجرت با علی(ع) حافظ جان



موضوعات مرتبط: غزل


داردبرای فتح دلت دیرمیشود...علی حبیب نژاد
یکشنبه 30 مرداد1390 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد | ( )
سلام عزیزان دل.پوذش که نمیتونم شعری جدید جهت پیشکش بذارم واسه چاپ

کتاب اما از گذشته های دور -حدودا 1381-تقدیم میکنم

..

ازدوستان دیده و نادیده ای که درسفر ترکیه تنهام نگذاشتند هم تشکرمیکنم واین غزل  رو

تقدیم:

 

دارد برای  فتح دلت دیر  می شود

وقتی زبان به وسوسه درگیر می شود

تا خواستم بگویم ازاینجا نرو...نشد

این خواسته دوباره نمک گیر می شود

بانوی موسیاه ...  کسی موسپید شد

شخصی از این نبودنتان  پیر می شود

من گریه  میکنم  و خدا جمع  میکند

آیا که اشک عاشقی اکسیرمی شود؟

تا دیدمت زبان دلم ..

موضوعات مرتبط: غزل


توداشتی میرفتی...علی حبیب نژاد
پنجشنبه 27 مرداد1390 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد | ( )
سلام عزیزان دلم

ممنون از نظرات گرم و حضور صمیمانه شما


تو داشتی میرفتی اما .... حواست پرت شد و خودت را جا گذاشتی




پلک چشمان سحرخیزت که دیگر وا نشد

منبع نور مه و خورشید هم  پیدا نشد

...

موضوعات مرتبط: غزل، شعر نو

گاهی برای دیدن بایدآینه باشی...علی حبیب نژاد
پنجشنبه 27 مرداد1390 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد | ( )
IMG4UP

گاهی وقت ها برای دیدن خیلی چیزها باید آیینه داشته باشی 

 اما.... گاهی آینه داشتن هم کافی نیست

 بلکه باید خود خود خود آیینه باشی

 تا حقیقت های عشق را ببینی

............

بدون ترسیدن از سنگی که درون دست پسر کوچک همسایه ست...

موضوعات مرتبط: شعر نو


سلام
پنجشنبه 23 تیر1390 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد | ( )
باورکنید من هنوز زنده ام...


موضوعات مرتبط: ترانه

بزرگداشت رضا بروسان
پنجشنبه 24 آذر1390 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد


سعید بیابانکی - استاد محمدعلی بهمنی - علی حبیب نژاد



موضوعات مرتبط: غزل


دوش وقتی که دلت بامن بود...
دوشنبه 29 فروردین1384 ساعت | نوشته ‌شده به دست علی حبیب نژاد | ( )
دوش وقتی که دلت بامن بود

افق زندگی ام روشن بود

 آرزویم  همگی یک جمله

با تو و با تو فقط  بودن بود



این یادگار ده سالگی منه!!!

موضوعات مرتبط: دو بیتی

 
لینک دوستان